الشيخ أبو الفتوح الرازي

140

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

كنند و نيكى كنند و پناه با خداى ( 1 ) دهى و خالص كنند عبادتشان ( 2 ) [ را براى ] ( 3 ) خداى ايشان با مؤمنان آيند ( 4 ) ، و بدهد خداى مؤمنان را مزدى بزرگ . چه كند خداى به عذاب شما اگر شاكر باشيد و مؤمن ، و بوده است خداى هو سپاس ( 5 ) و دانا ( 6 ) . قوله : * ( وَلِلَّه ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ ) * - الاية . وجه اتّصال آيت به آيت متقدّم از ( 7 ) آن است كه خداى تعالى چون بگفت كه : اگر ايشان از يكديگر جدا شوند به طلاق ، يعنى زن و شوهر ، خداى تعالى مستغنى بكند هر يكى را از ايشان از روزى ، چه روزى ايشان به خداى تعلَّق دارد نه به ايشان . در اين آيت باز نمود كه : هر چه در آسمان و زمين او راست بر او متعذّر نباشد مستغنى بكردن هر يكى را از ايشان از صاحبش به فضل و سعت و رحمت ، و حق تعالى گفت : خداى راست هر چه در آسمان و زمين است به ملك و ملك ، براى آن كه آفريدهء اوست و پروردهء اوست ( 8 ) و در قبضهء قدرت اوست ، تا چنان كه خواهد مىگرداند و مىدارد و مىفزايد و مىكاهد . آنگه گفت : ما وصيّت و اندرز كرديم اهل كتاب را از جهودان و ترسايان ، و معنى وصيّت از خداى تعالى امر باشد ، جز كه وصيّت از امر بليغتر باشد و امرى بود كه بر سبيل شفقت كسى كند آنان را كه پيوستگان و دوستان او باشند به مصلحت و خير و نفع ايشان . * ( وَإِيَّاكُمْ ) * ، و نيز شما را وصيّت كرد . * ( أَنِ اتَّقُوا اللَّه ) * ، كه از خداى بترسيد ، يعنى از عقاب او بترسيد و از معاصى او بپرهيزيد . و اگر چنان كه ( 9 ) كافر شوى ( 10 ) و مخالفت فرمان او كنى ( 11 ) و به او و اوامر او نگروى ( 12 ) ، هيچ زيان نيست خداى

--> ( 1 ) . تب : و پناه دهند با خداى . ( 2 ) . آج ، لب : و ويژه كردند كيش خود را . ( 3 ) . اساس ، مت ، وز : ندارد ، از تب افزوده شد . ( 4 ) . تب ، آج ، لب ، لت : اند . ( 5 ) . كلمه در نسخه اساس ، وز ، مت ، به صورت : « هر سپاس » هم خوانده مىشود ، تب : شكر پذيرنده . ( 6 ) . آج ، لب : خداى تعالى پاداش دهندهء شاكران دانا و اقوال ايشان . ( 7 ) . وز ، تب ، آج ، لب : ندارد . ( 8 ) . مر : آن كه همه آفريده و پرورده اوست . ( 9 ) . تب ، مر : چنانچه . ( 10 ) . تب ، مر ، لت : كافر شويد . ( 11 ) . تب ، مر ، لت : كنيد . ( 12 ) . تب ، مر ، لت : نگرويد .